مامان عمل شد. همه چیز خوب بود تا لحظه ای که گفتن بره اتاق عمل. کل قضیه اماده سازی قبل عمل و تزریق خون نیم ساعت هم نشد. پرستارها بدو بدو می رفتن و می اومدن تا سه تا پک اف اف پی پرتقالی آب شده مامان زود تموم شه و تا لحظه ای که پلاکت ها تو اوج آمادگین سریع ببرنش برای عمل. لحظه اخر مامان شروع کرد به وصیت کردن و حلالیت بابت اذیت کردنش سر وسواسی. عین همین وصیتو وقتی چند سال پیش تو حموم وایتکس و جوهر نمک رو با هم قاطی کرده بود و ریه اش رو به فنا داده بود تو امبولانس کرد. تا اون لحظه خودمو ادم قوی نگه د
برچسب:
نویسنده: آرتمیس صمیمی
تاريخ: يکشنبه
18 مرداد
1405 ساعت: 12:44